گفتگو با سیروس میمنت

به گزارش صدای هنر سیروس میمنت بازیگر سینما،تلویزیون و تئاتر متولد خرداد ۱۳۳۸ زاده کرمانشاه میباشد،تا نوجوانی ساکن کرمانشاه و بازیگر تئاتر بود ولی با شروع جنگ درگیر جبهه و جنگ شد،بعد از جنگ به تهران مهاجرت کرد تا به صورت حرفه ای بازیگری را دنبال کند و اولین کار او در تهران معجزه خنده با یدالله صمدی ودر سال66در فیلم شاید وقتی دیگر با زنده یاد بهرام بیضایی سابقه همکاری دارد
یادداشت های کودکی،داستان یک شهر به کارگردانی اصغر فرهادی کارهای مورد علاقه سیروس میمنت که در آن ایفای نقش داشته میباشد
سیروس میمنت در رابطه با راهنمایی هنرمندان جوان اینچنین گفت:ببین این کار بخاطر شرایطی که داره اون زیبندگیش یا فریب دهنگی که خیلی جذب میکنه به ویژه نوجوانان یا جوان ها رو و همه ،هرکی رو که شما بپرسید این کار رو دوست داره و دلش میخواد تو این کار باشه و فعالیت کنه اکثر جوان ها چه خانوم چه آقا از ما میپرسن ما چطوری میتونیم وارد بشیم،واقعیتش این که همه از روی علاقه واقعی نیست خیلیا بودن که اومدن تو این کار خودشون رو سنجیدن بعد فهمیدن که نه خیلی با این کار عجین نیستن من یک مدتی تدریس میکردم چند سالی ،خیلی ها تو همون دوره مقدماتی نمیومدن سر کلاس میفهمیدن که فاصله دارن با این قضیه، یک تصور دیگری راجع به بازیگری داشتن من اعتقادم این که هرکسی که واقعا بخواد تو این کار بیاد باید اول تکلیفش رو با خودش روشن کنه ببینه واقعا اینکاره هست یا فقط هوا و هوس یا فقط بخاطر شهرت،یا بخاطر زرق و برقش،اگر اونا نباشه مطمئن باشه که موفق میشه البته اونها هم جزئی از اینه ولی اینا برای اول کار نباشه
میمنت در مورد مشکلات سینما و هنرمندان اینچنین گفت:یکی از مشکلات اصلی سینما امروز ما این که تهیه کننده به فکر فروش فقط،برگشت سرمایه بعد کارهای کمدی که ساخته میشه هیچ سنخیتی با کمدی بودن نداره فقط میخواد به هرشکلی که هست مردم رو بخندونن،یک مقدار شوخی های چرک شوخی هایی که زیبنده نیست،و کارهای جدیمون بدتر از کارهای کمدی حالا کارهای کمدی هر چقدر که غلط باشه باز خیلی لطمه نمیزنه ولی کارهای جدیمون لطمه زننده شده،کارهای جدیمون رو شما نگاه کنید همه لوکیشنا یا قبرستون یا بیمارستان یا سرد خونه است یا فضای قتل یکی رو دارن میکشن یا توطئه برای کسی دارن میکنن،همش جنایت اینا خیلی تاثیر بد داره ،خیلی تاثیر بدی روی بیننده میذاره، سینما باید امید بده اون رسالت هایی که داره تهش باید امید بده به مردم تهش باید راهگشا باشه،تهش باید بگه که تکلیف اینه و روشنایی کار اینجاست ،الان متاسفانه کارهای کمدیمون اون مشکل رو داره و جدیمون همش آدم میسوزونن آدم قیچی میکنن این صحنه هارو حساب کن یه خانواده باهم ببینن شاهد یه قتل باشن اصلا تصورش خیلی سخته ،پدر و مادر و بچه نشستن یهو این وسط یکی و میکشن یه نسبت فامیلیم داشته باشی دیگه بدتر خیلی بده این چیزا خیلی بده
سیروس میمنت به عنوان سخن پایانی افزود:همونطور که گفتم سینما باید راهگشا باشه ،علاوه بر تفریح و تنوع و لذت بردن یک چیزی باید به آدم بده مثل کتاب خوندن میمونه شما یه کتاب میخونی تهش باید یک چیزی دستگیرتون بشه سینما هم همین،ما به یاد بیاریم فیلم های قدیم خودمون و کشورهای دیگه سکانس های به یادموندنی در ذهن ما مونده از فیلم های قدیم چه ایرانی چه خارجی به دلیل این که زندگی و میدیدی،خوشی میدیدی امید میدیدی شادابی میدیدی عشق میدیدی،عشق ما الان توی سینمامون عشق نداریم بیشتر عشق ها مثلا یک چیزی که نیاز،نیاز تا عشق واقعی الان توی سنمای ما نیست،نقطه عطف درستی که آدم رو به وجد بیاره به آدم نیرو بده نداریم به آدم عشق و امید بده به آدم روشنایی بده نداریم تو سینمای خودمون ما نداریم



